خرید بک لینک

<div class="post-bottom">
<p>
<span class="span"><i class="fa fa-pencil"></i> برچسب: </span>
<span class="span"><i class="fa fa-pencil"></i> نویسنده: آرین جعفری</span>
<BlogComment><span class="span"><script async="seo" type="text/javascript">GetBC(35);</script></span></BlogComment>
<span class="span"><i class="fa fa-calendar"></i> تاريخ: جمعه
 5 شهريور
 1400 ساعت: 0:07</span>
</p>
<div class="clear"></div>
</div>
</div>
</div>
</div>

<div class="center-body">
<div class="sub-head"><i class="fa fa-book"></i><h1><a title="❤رفیق شهیدم❤" href="/p/34/رفیق-شهیدم">❤رفیق شهیدم❤</a></h1><span onclick="toggle_visibility(
آرزوم

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: جمعه 5 شهريور 1400 ساعت: 0:07

پست زینب سلیمانی #پست_اینستاگرام_زینب_سلیمانینه گذاشتند لمست كنم نه گذاشتند دست قطع شده ات را ببوسم...تمام حسرتهايم را بايد با نگاه كردن به تابوتی كه تو در آن آرميده بودی و هر شب نگاه به سنگ مشكیای كه از تمام تو براادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: جمعه 5 شهريور 1400 ساعت: 0:07

در کنارِ عاشقانِ علی اکبرِ حسین شبِ جمعه...زیرِ لب، ذکرِ فرج...بویِ خوشِ گندم و دودذکرِ یافاطمه الزهرا چه حالی دارد بویِ دود...یادِ کوچه...شبِ جمعه باشدبر سرِ دیگ همگیآرزومند ، دعاگو که ای کاشپسرش باشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: يکشنبه 29 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:32

عجب آرامشی...
عجب گرمایی...
صبری...
امیدی...
عجب دلگرمی و نشاطی...
سراسر عشق است؛ که لمس دستانت، حس زندگی برایم هدیه می کند.

علی غمگین مقدم

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

آن روز که نور تو در چشمانم تابید... صدایی در گوشم پیچید ... او همان است... همان که نگاهش دلگرمی زندگیست همان که صدایش آوای خوش امید است همان که وجودش آرامشی در قلبم می نشاند او همان است... حال که روز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

می نشینم کنارت ...
وقتی حال تو را از زبان سازت می شنوم
دلخوشم وقتی چاله گونه ات نمایان می شود
و نُت های سازت نغمه عاشقانه سر می دهند

می نشینم کنارت ...
وقتی با موهای رهایت سادگی عشق را برایم هدیه می دهی
و برایم در کمال سادگی از امیدهای بیشمارمان می گویی

می نشینم کنارت ...
می نشینم کنارت و با خدای خود نجوا میکنم
ای خدای مهربان...
تا آخرین لحظه ای که میتوانم ببینمش
بنشینم کنارش

علی غمگین مقدم

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

می توان بخشید...می توان بخاطر من بخشیدیا بخاطر ما و شمامی توان بخشید بخاطر او و آنها می توان بخشید...می توان مهربانی را بخشیدمحبت و غنچه های امید را بخشیدمی توان نفس را بخشیدنفس های تازه زندگی را بخشیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

کربلا دوباره شده قحط آب دوباره شده بینم از خشکی لب کودک که علی اصغری دوباره شده غیرت پدر بینم در کنار آن دیوار که علی اکبرش به میدان رفت کربلا دوباره شده در هوا غباری مه گرد پای اسبان است؟ کربلا دوبارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

و دوباره مرداد... و دوباره خاطرات خوش مرداد و دوباره یاد آن رمضان سخت و آسان و دوباره یاد آن رمضان خوش و خرم و دوباره یاد آن رمضان مردادی و چهارمین مرداد... چهارمین مرداد زندگی چهارمین مرداد بهاری چهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

تو را دوست دارم
و این حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می کند
آری...
تو نه صاحب
بلکه تو...
دلیل زندگیم هستی
وگرنه فقط زنده ام

علی غمگین مقدم
1397/05/02

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

مادر که برود...

نظم خانه بهم میریزد

علی(ع)نجف

حسن(ع)بقیع

حسین(ع)کربلا

زینب(س)دمشق

و مهدی(عج)را...

نمیدانم کجا بیابم!

اللهم عجل لولیک الفرج

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:18

چه هوایی شده اینجاچه بهاری شده اینجامی زند باران به شیشهچه بهاری شده اینجابی مرامی رسم گشتهمعرفت افسانه گشتهاز غریب و آشناهاچه بهاری شده اینجارنگ و بوی تازه دارداین بهار نوبهاریبوی نفرت بین مردمچه بهاری شده اینجادست او در جیب ایشانپله ی او گشته اوشاناو و ایشان هر دو مظلومچه بهاری شده اینجاسبزی برگ درختاندر بهار نو بهاریتیره شد از پشت چشمانچه بهاری شده اینجادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: پنجشنبه 13 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:57

دلم برای خودمون میسوزهچقدر باید سختی بکشیم ؟؟؟به قول اون رفیق زیر زمینیمونیه روز خوب میاد...آره....اگه این امید ها نبود به چی دلخوش بودیم؟یا واسه چی زندگی میکردیم؟یه روز خوب میاد....روزی که همه بخندیمروزی که...از ته دل بخندیم...روزی که بجای خندیدن به جک هایی که از ضعف هامون میسازیمبه آرامش زندگیمون بخندیمبه پیروزیبه عشقو به زندگی...یا بهتر بگم....باهم ، به سختی های الانمون بخندیمیه روز خوب بیاد...که اهلش سر جاش بشینه و نا اهلش ناکجا...که مرداش مرد باشن و نامرداش هم....یه روز خوب بیاد...که دعوا سر مقصر نباشه و آزادگی جاشو با بازی سیاسی عوض کنهکه مرداش به فکر همه باشن و مردونگیشون خرج مردم بشهیه روز خوب بیاد....که این جمله بی سر و ته تسلیت هم وطن برای همیشه از فکرمون پاک بشهکه این روزهای سیاهی که یکبار با قیافه جنگ ، یکبار با قیافه زلزله ، یکبار سیل و یکبار بهمن ، یکبار پلاسکو و یکبار... دیگه تکرار نشهیه روز خوب بیاد...که این مصیبت نفت کش آخرین مصیبت تاریخش باشهیه روز خوب میاد...یه روز خوب بیاد...آمین... علی غمگین مقدم برچسبها: نفت کش+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ساعت 23:0 توسط علی غمگین مقدم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1396 ساعت: 5:09

گذشت....پاییز هم گذشتبرگها ، سیاهی راه را زرد کرده اندو درختان را تحویل سفیدی برف زمستان میدهندحال باید در انتظار برف باشیم.... آری انتظار.....در انتظار برف برای آن کوچه....که جای پاهای عاشقانه ای بر رویش نقش نگارد. انتظار برف برای آن چتر رنگی ....که بر فراز سر آن دو یار ایستاده تا دانه های برف گرمای عشق میانشان را نرنجاند. انتظار برف برای آن آدمک ....که خلقتش با دستان آن دخترک بوده و روحش دمیده از عشق آن پسر...عشقی که گرمایش دستان سرخشان را تسکین میدهدنگاهشان را برای هم با لبخند هدیه میدهند ...باید منتظر بود...در انتظار برف... علی غمگین مقدم + نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۳۰ساعت 23:48 توسط علی غمگین مقدم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:25

صفحه بندی